محمد حسن سمسار

259

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

« پس خبر يافتيم كه دوباره شروع بساختن شهر كردند و رسيد به آنچه كه بود . » چون زلزله سيراف در زمان زندگى مقدسى رخ داده و وى در همان حال كتاب خود را مىنوشته است ، در درستى نوشته وى نميتوان ترديد كرد . ياقوت در كتاب خود مىنويسد كه در زمان او ، سيراف بندر گاهى براى نزديك شدن كشتىها بساحل نداشته است . اين نوشته ياقوت و بررسىهاى باستانشناسى جديد نشان ميدهد ، كه بهنگام بازديد ياقوت از سيراف در آغاز سده هفتم هجرى قسمتى از بندر سيراف به زير آب فرو رفته است . اين فرو رفتگى كرانه‌هاى سيراف به داخل دريا نميتواند مربوط بزلزله سال 366 يا 367 ه . باشد . زيرا چنان كه ديديم نه مقدسى و نه هيچيك از ديگر جغرافيانويسان بعد از او از اين رويداد سخنى بميان نياورده‌اند . در حالى كه اين موضوع امرى نيست كه جغرافيانويسان از آن ياد نكنند . زيرا اگر كرانه‌هاى سيراف پس از زلزله در آب فرو رفته بود ، در همان زمان سيراف به كلى متروك ميشد . در حالى كه چنان كه گفتيم و خواهيم گفت سيراف ويران نگرديد . پس ويرانى سيراف در چه زمانى ، چرا ، و چگونه اتفاق افتاد ؟ . گفتيم كه سبب رشد و پيشرفت حيرت‌انگيز سيراف موقعيت بسيار مناسب آن از نظر دريانوردى و رونق بازرگانى بود . سيراف تا زمانى كه موقعيت خود را از نظر دريانوردى و بازرگانى توانست حفظ كند ، به صورت يك بندر مهم و پر رونق بزندگى ادامه داد ، و هنگاميكه اين دو رشته حيات آن گسسته شد رو بويرانى نهاد . سيراف تا روزگار شاهنشاهى عضد الدوله ديلمى در اوج آبادانى و ثروت بود . آنچنانكه زلزله ياد شده ، با همه ويرانگرى نتوانست سيراف را از رونق اندازد . با مرگ عضد الدوله و ايجاد كشمكش بين جانشينان او كه سبب آغاز ضعف و ناتوانى ديالمه گرديد ، سيراف نيز در سراشيبى سقوط قرار گرفت .